تبليغاتX
The Road to the City of OZ

به تعدد و کیفیت ستونهای تقطیر توجه کنید!همه چیز از جدول تناوبی گرفته تا دستمال کاغذی باید دم دست باشه!

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 1:22 توسط فی |

انتخابات نمایندگان طبقات ششگانه خوابگاه دانشجویی Dr. Kirchschlaeger ؛ شنبه شب در محل "آشپزخانه بزرگ" طبقه پنجم برگزار شد.

طبق معمول هر شب, آنگاه که سکوت آشپزخانه را خواهرهای روس بهم می زنند و هم اتاقی پاکستانی من به دیدن هموطنش در پای مایکروفر, انگلیسی از یاد می برد, در همان حین که دو نفر مهمان از "آشپزخانه کوچک" زیر گوش من با لهجه ای که بوی روغن سوخته می دهد, آلمانی-انگلیسی بلغور می کنند , تنها کسی که دم دست می ماند اغلب "بنجامین" فرانسویست. پسرک حاضر جوابی با چشمان درشت خاکستری و موهای تیره و پوستی بغایت روشن که به اندازه تمام  تعلق خاطر مردمان ملتش به "کیفیت تغذیه" , به مک دونالد و کوکاکولا وفادارست. همان پسرک کنجکاو  روز اولی که در برابر جواب من به این سوالش که از کجا آمده ام, دهانش باز مانده بود طوریکه سوالش را در انتظار جوابی متفاوت چنین اصلاح کرد که

 !?I mean have you DIRECTLY come from Iran

با همه ذکاوتش اما مشکل می توان پذیرفت که تنها چند ماه دیگر در رشته حقوق بین الملل فارغ التحصیل می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 19:18 توسط فی |

 

و پرواز... پروازی که بیش از دو سال را در انتظارش سپری کردم

پروازی که آخرین تصویر پدرم را در پشت شیشه سالن انتظار فرودگاه قاب گرفت

و دوستانم را در انتظار آفتابی که هرگز بر من نتابید، بر جای گذاشت...

همان پرواز بود با صدها اسب بخار قساوت، تا آن پرنده بسته بال مرا از تمام آنچه به آن شهر خفته در خاموشی می پیوست، بگسلد...

آنگاه که پدرم چشم به آسمان دوخته بود

در همان لحظه خطیر

که مرضیه ساعت را می پایید

و پاندای عزیزم سیر از آخرین نوازشهای من

دلتنگیش را هضم می کرد؛

باریکه ای از نور برج میلاد، صورت همسفری را روشن کرد

و دیدم

که می گریست...

و ایمان آوردم به آغاز فصل سرد

در تکرار هزار باره این سوال

 که با خود چه کرده ایم؟؟!

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 14:32 توسط فی |

عمريست كه در آرزوي فردا ها و پس فردا ها سپري مي كنيم. روزهايي كه منتظر نشسته ايم تا با آمدنشان زندگي كنيم...

آرزوي من از براي فرداها، اجبار گرانيست به بهاي به باد سپردن روزهاي شباب

ره آورد آن نسيم كه خبر از سرزمينهاي دگر آورد و دگرگونم كرد

آنجا كه د///ي-ن-  ندارند كه  به مسلخ برندش و به رنگ ريايي

رويايي را به حقيقت در آورند از بهر دو سه چند اين چرخ بي وفا...

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:59 توسط فی |

امشب یکی از شبهای بلندیه که بی چراغ و پر چرا خواهد گذشت...

این اتاق پر از چراست... چراهای بی جواب، چراهای معلق در فضا که در تاریکی از سویی به سویی شناورند و با بر هم زدن سکون خیالم ،مانع از ته نشین شدن خواب به چشمهایم می شوند.

کاش می شد از این چراها به سادگی قطع کردن تلفن فرار کرد...

کاش و ای کاش و اااااااااااااااااااااااای کاش...

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:57 توسط فی

من نمی دانم قطار طولانی روزها

چه زمانی از برابر دیدگانم کنار خواهد رفت

تا دگربار روحم

به دیدن گستره دشت موطنم

تازه شود.

خسته ام و بس بی تاب

و این قطار...

آه که چه کند می گذرد

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 21:1 توسط فی |

گربه هم نشديم كه روز تعطيل بيخيال از همه چيز و همه كس؛ بچرتيم!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:48 توسط فی

من نمي دانم قطار طولاني روزها
چه زماني از مقابل ديدگانم دور ميشود
تا ديگر بار روحم
با ديدن گستره دشت موطنم
تازه شود
خسته ام و بس بي تاب
واين قطار
آه كه چه كند مي گذرد...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 3:33 توسط فی |

گاهی به زمین بنگر، به این پایینها
یا شاید همان اطراف
جایی در این نزدیکی؛
آنجا که انسانی چشم از عظمت روح خود فرو بسته است
و در این تاریکی،
که او را،
و ما را،
در خود می گیرد
گم شده است...
و همچنان که حیات در رگهای مسموم او می خشکد؛
امید ما نیز رنگ می بازد...
این پایینها،
یا شاید همان اطراف،
جایی در این نزدیکی؛
انسانی چشم از عظمت روح خود فرو بسته است
و تو بیخبر از رنجی که می برد،
همچنان که حیات در رگهای مسموم او می خشکد،
و امید ما رنگ می بازد،
به آفرینش خود مشغولی...
و اینچنین است که ما
آنقدر تنهاییم...
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 20:37 توسط فی |

من نمی دانم چه کسی از ما؛
کی و چگونه و کجا
به "شتر" تبدیل شد، اما
کدامیک از ما
می تواند
چشم در چشم آن عزیز مسخ شده
بدوزد
و بگوید
که "من؛
هرگز شتر نخواهم شد" ؟
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 22:43 توسط فی |